X
تبلیغات
نوشته های عاشقانه

نوشته های عاشقانه

LOVE WORDS FOR STONE HEARTS

گالری عکس میهن سیستم فقط عکس عاشقانه جدید

HeY To...

MiDaNi kE hAsTi...

DIGAR amukhtam ROOZI mi AYAM hame BAHANEYi hast TA durtar SHAVI...

va...

PISHE khodat MIGOOY miravam GAR mesle uoo NAYAFTAM bar MIGARDAM...

EMROOZ BE KHIYALE KHOSHAT BEGOO....

ke emrooz man khodam ra az to gerefte am ke roozi az hame migorizi mani nabasham ke akharn panah gahat  basham....

ariiiii...degar man khodam ra az to gerefte am...


VA TO DEGAR MARA NADARI AZ EMROOZ

GoFtE BoOdAm RoOzI DiR mIsHaVaD

to bavar nakardi.

نوشته شده در دوشنبه 9 اردیبهشت1392ساعت 13:15 توسط .♥....>>PoOrYa<<....♥.|

بــگــذشــتــمــو بــگــذاشــتــمــت بــا دگــران

رفــتــم از كــوى تــو ديد عـقـب ســر نــگــران

مـا گـذشـتـيـمـو گذشت انـچه تـو با ما كردى

تــــــو بــــمــــانـــــو  دگـــــران...

واى بـــــه حــــالـــــه دگـــران...

وااااااااى بــــــــــــه حـــــالـــــــه دگــــــــران...

نوشته شده در چهارشنبه 4 بهمن1391ساعت 22:49 توسط .♥....>>PoOrYa<<....♥.|



زمـآن هیـج دردی را دوآ نکــرد..

این مَن بودَم

که به مــرور زمـآن عـآدت کردم..

و بـآ این هـَمه،

چهـ اجبـآر سخـتی اســت،خــَنده...

و بـآور کنیــد که مـَن خوشحـالــَم!

_O_O_O_O_O_O_O_O_O_O_O_O_O_O_O_O_O_


یـآدم است

آن زمـآن کهـ عـآشق هـم بودیم،

وقـتی سر چیز هـآی کوچیک قـَهر میکـَردیم

هــَردو می خـَندیدیم

و میگـُفتــیم چهـ بـَچگـآنه بود قـَهرمـآن..

یــآدم است،

تـو همیشه بــآ دلهــُره میگـُـفتی:

تـَرسـَم از روزیـ است

کهـ عشـق مـَن رآ هـَم بهـ حــسـآب بچگـی بگـُذاریــ

حـآل از آن روز هـآ ســآل هـآ میگـُذرد

و مـَن چیزی رآ که تو از آن

دِلهــُره داشــتی

دیدَم!

که رو به رویــَم می ایـستی

و میگــویی

تــو فقـط عـشــق بچگـی ام بــودی...

میبیــنی؟

زمـآنه چهـ چیـزهـآ که یـآد نمیدهــَد!


نوشته شده در پنجشنبه 26 مرداد1391ساعت 18:6 توسط .♥....>>PoOrYa<<....♥.|

پشت سرت به جای اشک یه کاسه آب می ریزم  
 

حالا که رفتنی شدی سفر بخیر عزیزم


این آخرین خواهشمه مواظب خودت باش


اونی که جام و می گیره جوونی تو بزار پاش

اسم من و جلوش نیار، بهوونه ای نگیره
بهش بگو دوستت دارم بزار برات بمیره

عکس من و پاره بکن یه وقت اون و نبینه


خجالت از چشام نکش، که عاشقی همینه


یادته یادگاری نوشتی رو دیواری

که من و دوسم داری و تنهام نمی زاری


حالا می خوایی بری من و بزاری تنها


منم بدون تو می شم بی خیال دنیا


نکه گله کنم نه اصلا گله ی نیست


تو رو بدرقه می کنم با چشم های خیس


هر کسی واسه خودش یه خدایی داره


نه که نفرینت کنم نه  این رسم روزگاره


که بی تو همدمم شده قلم و کاغذ


تنها چیزی که ازت دارم یه عکس پارست  


اونم همدمی واسه این دل سادست  


با اون خاطره هایی که  واسم شیرین و تلخه


بهت میگم خداحافظ گرچه گفتنش سخت


دفتر خاطراتت و  تو خلوتت بسوزون  

یادت نره که کی بودی به دلت هم بفهمون


اگه یه روز من و دیدی به روت نیار که دیدی


حتی اگه صدات زدم به روت نیار شنیدی


کی گفته نفرین می کنم، غصه به تو حروومه


خوشبختی تو گل من، همیشه آرزومه

نوشته شده در یکشنبه 4 تیر1391ساعت 18:51 توسط .♥....>>PoOrYa<<....♥.|

آرام باش، ما تا همیشه مال همیم، همیشه عاشق و یار همیم

آرام باش عشق من، تو تا ابد در قلبمی، تو همه ی وجودمی

بیا در آغوشم جایی که همیشه آرزویش را داشتی، جایی که برایت سرچشمه آرامش است

آغوشم را باز کرده ام برایت، تشنه ام برای بوسیدن لب هایت

بگذار لب هایت را بر روی لبانم، حرفی نمی زنم تا سکوت باشد بین من و تو و قلب مهربانت

خیره به چشمان تو، پلک نمیزنم تا لحظه ای از دست نرود تصویر نگاه زیبای تو

دستم درون دستهایت، یک لحظه رها نمیشود تا نرود حتی یک ذره از گرمای دستان لطیف تو

محکم فشرده ام تو را در آغوشم، آرزو میکنم لحظه مرگم همین جا باشد، همین آغوش مهربانت

چه گرمایی دارد تنت عشق من، رها نمیکنم تو را تا همیشه باشی در کنار قلب من

قلب تو میتپد و قلب من با تپش های قلبت شاد است، هر تپشش فریاد عشق و پر از نیاز است

آرامم، میدانم اینک کجا هستم، همانجایی که همیشه آرزویش را داشتم

همانجایی که انتظارش را میکشیدم و هر زمان خوابش را میدیدم آن خواب برایم یک رویای شیرین بود....

در آغوش عشق، بی خیال همه چیز، نه میدانم زمان چگونه میگذرد و نه میدانم در چه حالی ام

تنها میدانم حالم از این بهتر نمیشود، دنیای من از این عاشقانه تر نمیشود

گرمای هوس نیست این آتش خاموش نشدنی آغوش پاکت

عشق است که اینک من و تو را به این حال و روز انداخته، عشق است که اینک ما را به عالمی دیگر برده

 عشق است که من و تو را نمیتواند از هم جدا کند هیچگاه

خیلی آرامم، از اینکه در آغوشمی خوشحالم

************************************
دوباره چسب خورده ترین قسمت سینه ام می شکند
جایی که تمام ساعت های سکوت سعی به جمع کردن آن داشته ام
تب می کند نگاه ... می سوزد این دلم
قلبم چه بی کس است
دنیا
همین بس است


نوشته شده در سه شنبه 16 خرداد1391ساعت 0:53 توسط .♥....>>PoOrYa<<....♥.|

:::::منتظری چه اتفاقی بیفتد؟:::::

:::::
اینکه دلم برایت تنگ شده کافی نیست؟:::::

:::::
منتظری چه اتفاقی بیفتد ؟:::::

::::::
اینکه از چشمهای شب زده ام بجای باران برف ببارد ؟:::::

:::::
اینکه ستاره ها در آسمان برای نیاز نیمه شبم راه باز کنند ؟:::::

:
اینکه تمام پروانه ها و پرستوهای سرگردان بعد دعاهایم آمین بگویند ؟:

:::::
نه عزیز دلم:::::

:::::
هیچ اتفاق مهمی نمی افتد::::: !

:::::
جز پژمردن چشمهای سرخ و سیاه من:::::

::::::::
جز به خاک افتادن ساقه های احساس ِ بچه گانه ام::::::::

:::::::::::::::::::
منتظری بمیرم تا برگردی ؟::::::::::::::::::::::

::::::
اینکه دلم برایت تنگ شده کافی نیست ؟::::::

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

واقعا نمی دانم كه با چه بیانی زیبایی عشق تو را بسرایم.
تمام غم های من با لبخندی كه بر لبهای شیرینت نقش می بندد از بین می رود.
تمام شیرینی زندگی ام با كوچكترین غمی كه بر چهره تو می نشیند محو می شود.
عشق من لحظه ای نیست كه در یاد تو و غرق در خیالت نباشم.
گلم نمی دانم چطوربگویم كه چقدر دوستت دارم
و چه اندازه میزان محبت تو در دلم ریشه افكنده است.
فقط آرزو میكنم كه زندگیم حتی برای یك لحظه هم كه شده
كوتاه شود و تمام آن را در كنار تو باشم.
روز به روز كه می گذرد آتش محبتت در دلم بیشتر می شود
و من به خاطر این محبت تو از صمیم قلب می گویم كه:

" نیــــازمــ با تمــامــ وجـــود دوستت دارم "

تو ستاره ای هستی در آسمان دلم که هیچگاه خاموش نمی شوی
تو خاطره ای هستی ماندگار در دفتر دلم که فراموش نمی شوی
همیشه تو را در میان قلبم می فشارم تا حس کنی

تپش های قلبی را که یک نفس عاشقانه برایت می تپد

نوشته شده در شنبه 19 فروردین1391ساعت 18:48 توسط .♥....>>PoOrYa<<....♥.|

؟____اومدم یه ذره با خودم تنها باشم....____؟

؟___خیلی وقت است فراموش کرده ام___؟

؟_____کدامیک را زودتر می کشم____؟

؟_________رنج ؟_________؟

؟______انتظار؟______؟

؟__یا نفس را ...؟؟؟؟__؟

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ

Emo Girl 72 Alone Images

گلوی آ دمی را باید گاهی بتراشند تا برای دلتنگی های تازه

جا باز شود!!!

دلتنگیهایی که جایشان نه در دل...که در گلوی آدم است!!

دلتنگی هاییکه میتوانند آدم را خفه کنند!

*******

گاهی حجم دلتنگی هایم آن قدر زیاد میشود که دنیا با تمام وسعتش برایم تنگ میشود ......

دلتنگم.....

دلتنگ کسی که گردش روزگارش به من که رسید از حرکت ایستاد

دلتنگ کسی که دلتنگی هایم را ندید

دلتنگ خودم

خودی که مدتهاست گم کرده ام

می خوام برم

می خوام برم یه جای دور

دنیا روز به روز داره برام تنگ تر میشه

دارم خفه میشم

دیگه اشکی برای گریه کردن ندارم

چشمام درد میکنه ، میسوزه

زمستون چرا تموم نمیشه

من که داشتم می رفتم خدایا حکمت تو چی بود که من نفهمیدم

خدایا یه لحظه گوش بده باهات حرف دارم

بگو چرا ....... آخه چرا ؟

انگار یه ساله که زمستونه

انگار سال هاست که توی برزخ ام

ای خالق قصه من ، این من و این تو

بر زخم دلم چاره ای کن

***********

شيطان محترم است !!!  

او نخستين کسی بود که فهميد " انسان " جنبه‌ی سجده کردن ندارد ... 

نوشته شده در جمعه 26 اسفند1390ساعت 11:14 توسط .♥....>>PoOrYa<<....♥.|

دلـــــــم تــــــنــــــگ شـــــــــده

برای عکس هایی که پاره کردم و سوزانـدمشان...

برای دفتر خاطراتم که مدتهاست دیگر چیزی در آن نمی نویسم...

حـتـی برای آدمهای حسودی که دورو برم می چرخیدند و خـیـلـی دیـــرشناختمشان...!

برای بـی خـیـالــی و آرامشی که مدتهاست که دیگر ندارمش...

خنده هایی که دارم فراموششان می کنم...

و برای خودم که حالا دیگـر خیلی عوض شده ام!

                                                     

                                                             راستی...؟؟؟؟


می دونی وقتی خدا داشت بدرقه ام می کرد بهم چی گفت !؟

جایی که می ری مردمی داره که می شکننت..

نکنه غصه بخوری ، تو تنها نیستی..

تو کوله بارت عشق می ذارم که بگذری، قلب می ذارم که جا بدی...

اشک می دم که همراهیت کنه و مرگ که بدونی بر می گردی پیش خودم...

نوشته شده در جمعه 28 بهمن1390ساعت 3:14 توسط .♥....>>PoOrYa<<....♥.|

حوصله ات که سر میرود با دلم بازی نکن...!

مـــن در بـی حوصلـگـی هایم با تـــو زندگی کردم...

انتظار

تنهاییَت را دست نزن ، تنها تر میشوی..!!!

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

♥♥♥♥♥♥

♥♥

میخواستم بهت بگم  چقدر پریشونم

 دیدم خودخواهیه دیدم نمیتونم

 تحمل میکنم بی تو به هر سختی

 به شرطی که بدونم شاد و خوشبختی

 به شرطی بشنوم دنیات آرومه

که دوسش داری از چشمات معلومه

یکی اونجاس شبیه من یه دیوونه

 که بیشتر از خودم قدرتو میدونه

چی کار کردی که با قلبم به خاطر تو بی رحمم

تو میخندی چه شیرینه گذشتن تازه می فهمم

تو رو میخوام تموم زندگیم اینه

دارم میرم ته دیوونگیم اینه

نمیرسه به تو حتی صدای من

تو خوشبختی همین بسه برای من...

نوشته شده در دوشنبه 3 بهمن1390ساعت 13:34 توسط .♥....>>PoOrYa<<....♥.|

دستانم تشنه دستان تو، شانه هایت تکیه گاه خستگیهایم
به پاکی چشمانت قسم تا ابد با تو میمانم
بی آنکه دغدغه فردا را داشته باشم
چون میدانم فردا بیش از امروز دوستت خواهم داشت
عزیزم دوسـ ـت دارم


 

هَـميشه بـآيد کَسـي باشد
کـــہ  مــَعني سه نقطه‌هاے انتهاے جمله‌هايَتـــ را بفهمد

هَـميشه بـآيد کسـي باشد

تا بُغض‌هايتــ را قبل از لرزيدن چـآنه‌ات بفهمد

بـآيد کسي باشد

کـــہ  وقتي صدايَتــ لرزيد بفهمد

کـــہ  اگر سکوتـــ کردے، بفهمد...

کسي بـآشد

کـــہ  اگر بهانه‌گيـر شدے بفهمد

کسي بـآشد

کـــہ  اگر سردرد را بهـآنه آوردے براي رفتـن و نبودن

بفهمد به توجّهش احتيآج داری
 
بفهمد کـــہ درد دارے

کـــہ زندگي درد دارد

بفهمد کـــہ دلت براي چيزهاے کوچکش تنگــ شده استــ

بفهمد کـــہ دِلتــ براے قَدمــ زدن زيرِ باران...

براے بوسيـدَنش...

براے يك آغوشِ گَرمــ تنگ شده است

هميشه بايد کسي باشد

هميشه...

نوشته شده در جمعه 16 دی1390ساعت 12:18 توسط .♥....>>PoOrYa<<....♥.|

من فقط یه چیز  می گم: 

اگه تو از دنیای بیرون خسته و ناراحتی من از دنیای درونم به تو آرامش می دم...

اگه تو  از هوای بیرون سردت شده من از دنیای درونم به تو گرما می دم...

اگه تو از بی وفای بیرون گرفته ای من از دنیای درونم باهات وفادار می مونم با تموم وجودم!

فقط ازت می خوام  بهم "اعتماد کنی"       

همین...!! 

                            

      چــقــدر سـخـته بـعـد ســــالـــــها انـتـــظار نـیـمـه گـمـشـدتـو کامـل بـیـابــی

نوشته شده در چهارشنبه 16 آذر1390ساعت 21:42 توسط .♥....>>PoOrYa<<....♥.|


درد دارد …
وقتی چیزی را کسر میکنی که با وجودت جمع زده ای . . .

http://450.ir/upload/img/1001/1115-01-218113162i217-siz-59890.jpg

 

 


مچاله کن ، بشکن ، بند بزن ، خط بزن ، خلاصه راحت باش …
ارث پدرت نیست ، دل تنهای من است
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

حتی خودت هم نفهمیدی که دوستت دارم راستی دیگه نه چون خسته شدم ...

از اسم تو که مدام بر سر زبانم می آید خسته شدم .....

 هرشب به این فکرم که تو در آغوش کی هستی....

باز کی می توانم تورا ببینم؟؟؟ آیا می شود؟؟دیگر خسته شدم....

 با عشقه جدیدت خوش باش من هم می دانم که دیگر به 

احساس 

 عشق

 و

........

  احتیاجی ندارم

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

خسته شدم...

خسته ام میفهمی؟!

خسته از آمدن و رفتن و آواره شدن.

خسته از منحنی بودن و عشق.

خسته از حس غریبانه این تنهایی...

بخدا خسته ام از این همه تکرار سکوت...

بخدا خسته ام از اینهمه لبخند دروغ...

بخدا خسته ام ازسقوط...

نوشته شده در شنبه 21 آبان1390ساعت 20:25 توسط .♥....>>PoOrYa<<....♥.|

براش بنويس دوستت دارم

 آخه مي دوني آدما گاهي اوقات خيلي زود حرفاشونو از ياد مي برن

 ولي يه نوشته , به اين سادگيا پاک شدني نيست .

گرچه پاره کردن يک کاغذ از شکستن يک قلب هم ساده تره ولي تو بنويس ..

 تو ... بنويس

****_-_-_****_-_-_****_-_-_****_-_-_****_-_-_****

خدا چرا؟؟؟؟؟

میبینی عزیزم که چقدر دنیا بی وفاست؟ میخواهند ما را از هم جدا کنند. میخواهند کاری کنند که ما در حسرت هم بنشینیم. خورشید دیگر برای ما نمی تابد ، حتی او نیز دلسوز ما نیست. گلی چیدم و خواستم آن را به تو بدهم ، طوفان آمد و آن گل را پرپر کرد. سرنوشت با ما نامهربان است ، جرم من تنها عاشقیست روزگار با ما ناسازگار است. در این دنیا باشم یا در آن دنیا ، برای تو میمیرم. آخر قصه شیرین است آنگاه که با دلی عاشق از این دنیا میروم. زمین و زمان با ما نمیسازند ، لحظه ها تند تند میگذرد ، انتظار معنایی ندارد، نمیدانند در دل ما چه میگذرد. صدای ما را کسی نمیشنود ، درد دل ما را کسی نمیفهمد ، راز قلب ما را کسی نمیداند، انگار باید رفت از اینجا ، باید سوخت در این راه ، برای من زیباست این لحظه ها زیرا عاشقم ، عاشق تو که لایق منی عزیزم. مرگم نزدیک است ، آنگاه که حکم حبس ابد در آن دنیا برای قلبم از سوی سرنوشت صادر میشود . میخواهند به جرم اینکه عاشقت هستم قلبم را به طناب دار بیاویزند، آه چه شیرین است از عشق تو مردن. چه شیرین است آنگاه که تو در قلبمی و من میمیرم ، احساس میکنم همراه با تو به آن دنیا میروم. میبینی عزیزم که چقدر سرنوشت بی وفاست؟ گناه من این است که دیوانه تو هستم ، مرا از این دنیا جدا کردند چون دیوانه ام. ای روزگار  بگذار وصیتی بنویسم برای معشوقم ، تنها یک کلام ، یک لحظه. وصییت من به او این بود که از تمام دار دنیا قلبی دارم که تنها تو درون آن هستی پس دیگر چیزی ندارم به تو بدهم جز کلامی که درون قلبم برای همیشه میماند و آن کلام این است :

 خیلی دوســـتــت دارم.

نوشته شده در یکشنبه 1 آبان1390ساعت 20:45 توسط .♥....>>PoOrYa<<....♥.|

                                    ﻫﻤﻪ ﻣﺮﺍ ﺑﻪ ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﻱ ﺑﺎﺻﺪﺍ ﻣﻲ ﺷﻨﺎﺳﻨﺪ ...
                                     ﺍﻳﻦ ﺑﺎﻟﺶ ﺑﻴﭽﺎﺭﻩ , ﺑﻪ ﮔﺮﻳﻪ ﻫﺎﻱ ﺑﻲ ﺻﺪﺍ !ﺍ
 
 
چقدر دستاتو کم دارم
چقدر دلتنگ چشماتم
تورو میبینم از دورو
هنور محو تماشاتم
چه بی حاصل به دور تو
مثه پروانه میگردم
گناهم شاید این بوده
که من عاشقترین مردم
دلم خوش بود که تقدیرم
به دست تو گره خورده
کسی جز دست نا اهلت
دل مارو نیازرده
دلم خوش بود با عشقت
غم دنیا حریفم نیست
شنیدم عاقبت گفتی
که عاشق مثل من کم نیست
گلم ، دلم ، ندارمت
به روم نیار که باختمت
به جون عاشقم قسم
دست خــدا سپردم
ــ**ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ**ــ

می دونم بر نمی گردی...

ولی بازم صدات می کنم...

واسه همیشه رفته اما هنوزم دوسش دارم...

برای چه هنوز دوستش دارم نمی دونم...

ولی هنوز هم توی تک تک قطره های بارون ...

خاطرات روزهای بودنش را می بینم...

بـراى تو مـى نویسـم ....

بـا چشـم هـاى پر از اشـک کــجایى که ببـینـى چه به روزم اومـده....
هیـچ وقـت نذاشتـم تنهـا بمـونـى اما چــرا ؟؟؟؟
جـواب اون همـه محـبت فقـط یک مـشت خـاک و خاطـره شـده....
به خـدا گفتـه بـودم بدون تو نفـس کشیـدن هم برام سختـه نمى دونم شاید خدا باورش نشد....
اما الان دارم نفس مى کشـم چون خدا دعـاتو مسـتجاب کـرد تو را بیشـتر از من دوست داشـت
تو نمى دونى با دعایـى که کـردى چه به روزم آوردى...
آخه تنهـایى هم شد زندگـى بدون تـو ..
آخ اگه بدونـى چقدر سـخته...
تو رفتـى اما سهـم من تنهـایى شــد ....
هنـوز بعد این همه وقت باورم نـشده ....
امروز هم به یاد تو تنهـاى تنها بودم همه رفـتن اما من مونـدم ...
موندم تا با خاطـراتـت تنهـا باشم یاد روزهـاى قبل بودم که کـنارم بودى ...
امروز خیلى برام سـخت بود ...
اومـدم بازم برات درد دل کـردم مى دونم همیشه دوست داشتى من شاد باشم اما بـدون تو هــرگز نمى تونـم شاد باشم .. شـادى تو منو شاد مى کـرد وجود تو بود که منـو امیـدوار به زندگى مى کـرد اما الان بـدون تو هر روز ســختر از روز گذشـته مى گــذره....

--__--__--__--__--__--__--__--__--

دوستان عزیز این ادرس سایتمه
با حضور گرمتون خوشحالم کنید.

www.best4love.tk

اگه سر زدی عضویت یادت نره
نوشته شده در شنبه 2 مهر1390ساعت 18:37 توسط .♥....>>PoOrYa<<....♥.|

  نبودنت بهترین بهانه است برای اشک ریختن



    ولی کاش بودی تا اشکهایم از شوق دیدارت سرازیر میشد ...


    کاش بودی و دستهای مهربانت مرهم همه دلتنگیها و نبودنهایت میشد ...


    کاش بودی تا سر به روی شانه های مهربانت می گذاشتم


    و دردهایم را به گوش تو میرساندم... بدون تو عاشقی برایم عذاب است


    میدانم که نمیدانی بعد از تو دیگر قلبی برای عاشق شدن ندارم...


    کاش میدانستی که چقدر دوستت دارم و بیش از عشق بر تو عاشقم...


    میدانی که اگر از کنارم بروی لحظه های زندگی برایم پر از درد و عذاب میشود


    میدانم که نمیدانی بدون تو دیگربهانه ای نیست برای ادامه ی زندگی جزانتظار آمدنت ...

-_-_-_**-_-_-_-**_-_-_-**_-_-_-_-**_-_-_-**-_-_-_-**-_-_-_-**-_-_-_-**_-_-

 

                                

                                                      I Love You

نوشته شده در شنبه 8 مرداد1390ساعت 10:43 توسط .♥....>>PoOrYa<<....♥.|


آخرين مطالب
» GoFtE BoOdAm RoOzI DiR mIsHaVaD....
» دل نــــوشــــتـــــه....
» HaRfAt FaGhAt Ye BaHooNe BooD
» پشت سرت به جای اشک یه کاسه آب می ریزم:-(
» آرام باش، ما تا همیشه مال هم هستیم
» منتظری چه اتفاقی بیفتد؟
» برايه ثانيه اي تــنــهــا...!!!
» دلـــــــم تــــــنــــــگ شـــــــــده...
» خسته شدم....
» دوستت دارم...

Design By : Pichak